تو عشقم بودی هنوزم هستی عزیزم اینو بدون بدون تو هر شب اشک میریزم
بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر
منو تو کنار همیم زیرنور شب
ستاره ها میسوزونن خاطرات بد
تولد دوباره ای رو میگیریم جشن
میخوام تو اطاقم تنها باشم برو بیرون درم ببند میخوام نوازش کنه صدای گیتار درد دلم
منتظرم تموم بشم و پروازمو بیبینم بازم لمس کنی نبینی دوباره بهم بگی نه
بی خیال همه چی تو شهر پیادم هر شب تا سیاهه راهت باخته ثابت
بد شده عادتم خیلی بد تو یه غارتم من از خودم شکایتم اینه کینه میگه من تو شهر شیشه قانونی ندارم
پس بذار بازم ببارم بشین همیشه کنارم که تو طنین بهارم ولی در حال فرارم
عزیزم بشنو صدایم تو را میخواهم میخواهم از این حالتم بیزارم من از دلهره بیدارم
شب و لرزه تو صدایم با یه لحظه تو نگاهم خیره شد چشامو ببین بدون خیلی بد حالم
ببین اگه صد سال هم خیالت به سر دارم بگین منو بسپارن بمان تو را دوست دارم
بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر
منو تو کنار همیم زیرنور شب
ستاره ها میسوزونن خاطرات بد
تولد دوباره ای رو میگیریم جشن
به من میگفتن سگ یه عقده ایه بیچاره بودن و نبودنم واسه کسی فرقی نداره
نگو چه دپرسم مگه کسی به حالم می ناله برو عشقم و بخر که اینه تنها راهه چاره
منم تنها و پیاده تو سواره اسب بدت منم مرد شب و جاده که پایانم خیلی تلخه
درخت های بلند روزم و شب میکنن باز سایه گرفتار تو بودم و زخمی شدم با کنایه
اشنا شدی با وداعه مرد همیشه پیاده باش تا بغض و صدای من تو رو بندازه به یاده
مرد همیشه دلداده ترده نمیشه بیاره چون ادمی نمیخوادش فرشته ای نمیادش
که اونو بده نجاتش خاطرات بوده به یادش داره هی میگه اعصابش اینو بفهم از نگاهش
بیا بشو فریادش بیا اونو در یابش بیا که بدون تو شدم تشنه ی نوازش
بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر
منو تو کنار همیم زیرنور شب
ستاره ها میسوزونن خاطرات بد
تولد دوباره ای رو میگیریم جشن